1. بهمن ۱, ۱۳۹۶

    تهدیدات و فرصت های فضای مجازی

     

    فضای مجازی دنیایی است که امروزه همگان را به نوعی درگیر خود کرده و البته این دنیا هم تهدیدات و فرصت هایی دارد و بطور کلی می توان گفت برای تولید اطلاعات آموزشی و انتقال مطالب می توان از این فضا به عنوان یک فرصت استفاده کرد.

    این فضا، فضایی است که با جامعه بشری برای انتقال داده به صورت دیجیتال در تعامل است. فاصله در این فضا فاصله مکانی و زماني است که در تعاملات و دسترسی های افراد نسبت به هم، مرزی وجود ندارد.

    فضای مجازی از دهه ۹۰ به صورت تدریجی به وجود آمد و تعاملات دراین فضا باید در زمینه های مختلف سیاسی اجتماعی نظامی و غیره باشد چرا که در فضای مجازی روابطی مشخص می شود که حاصل دستاورد بشری است. در فضای مجازی سرعت پردازش اطلاعات زیاد است و باید برای تبادل و ذخیره اطلاعات به گونه ای عمل شود که محدودیت وجود نداشته باشد .

    در فضای مجازی باید هویت شهروند و مسئولیت پذیر بودن او مشخص و حریم قانونی نیز معلوم و تعریف شده باشد.

    در فضای مجازی باید سیستم های نظارتی و پایشی تدوین شود؛ فرصتهایی که در فضای مجازی بوجود می آید در فضای فیزیکی پیش نخواهد آمد. چرا که در این فضا تولید اطلاعات آموزشی و انتقال مطالب صورت می گیرد.

    فرصتهای زیاد با حجم پردازش مشخص شده در فضای مجازی امکان پذیر است و یکی از ویژگی های این فضا این است که جوانهای زیر ۲۵ سال رشد می کنند و هرچه سن بالاتر می رود در آنها بیگانگی حس می شود.

    ویژگی فضای مجازی جوان پسند است و در آن با توجه به نیازهای علمی دانش آموزان استعدادهای شناسایی و تهدیدها تبدیل به فرصت می شود.

    می شود با حمایت از دستگاه های زیربط برای جوانان برنامه ریزی کرد و با به کار گیری نیروها آنان را به اشتغال درست واداشت.

     یکی از مشکلات این فضا ترویج کذب و شایعات است اگر از این فضا درست استفاده نشود تعارض و تهدید به وجود می آید.

    با توجه به تنوع زیاد فضای مجازی و تبلیغات ضددینی امکان مبلغان کاذب و دروغین در این فضا زیاد است و باید برای تعاملات بیشتر به این موضوع توجه شود.

    تحلیلات سیاسی یکی از مهمترین تهدیدهای فضای مجازی است که اگر اطلاعات سیاسی جمع آوری شده در فضا پخش شود باید تحلیلات امنیتی و آموزش امنیت سایبری تداوم یابد .

    کارکرد محتوایی شبکه های اجتماعی اهمیت زیادی دارد. کارکرد تبلیغاتی و محتوایی این شبکه ها به وجود آوردن اعتماد و یکپارچه سازی ان در بین کاربران است. اگر دولت الکترونیک شکل بگیرد بسیاری از مشکلات فضای مجازی حل خواهد شد.

    شکل گیری و تقویت خرد جمعی در فضای مجازی نیز مهم است ؛ این موضوع یکی از شاه بیت های فضای مجازی است بخصوص شما معاونین پرورشی که با جوانان سرو کار دارید کافی است تفکرات عظیم را به شکل طبیعی شکل دهید.

    کارکرد محتوایی اگر در فضای مجازی استفاده نشود فرصت ها از دست خواهد رفت. جمع آوری اطلاعات در فضای مجازی تحول را بوجود می آورد و اگر این تحول از سوی فضای مجازی خارجی باشد تهدید زا خواهد بود.

    فضای مجازی موجب عدالت رسانه ای می شود و اگر این عدالت با تولید محتوا همراه نباشد به وجود نخواهد آمد .

     

    فضای مجازی

    فضای مجازی، همانند هر مقوله ی دیگری که در عالمِ واقع وجود دارد، باید از منظر تهدید و فرصت، توأماً دیده شود. فضای مجازی، سکه ای است که باید دو روی آن را با هم دید. رویی که ناظر به فرصت ها و نقاط قوت آن بوده و روی دیگر که ناظر به تهدیدهای این فضا است. باید دانست که شناخت صحیح فضای مجازی و به تبع آن، استفاده ی صحیح و در عین حال حداکثری از این پدیده ی دنیای مدرن، مستلزم شناخت و سپس لحاظ کردن هر دو روی سکه است.

     

    فضای مجازی، فرصت‌ها و تهدیدها

     

    فضای مجازی، همانند هر مقوله‌ی دیگری که در عالمِ واقع وجود دارد، باید از منظر تهدید و فرصت، توأما دیده شود. فضای مجازی، سکه‌ای است که باید دو روی آن را با هم دید. رویی که ناظر به فرصت‌ها و نقاط قوت آن بوده و روی دیگر که ناظر به تهدیدها -یا به تعبیری نقاط ضعف این فضا- می‌باشد. باید دانست که شناخت صحیح فضای مجازی و به تبع آن، استفاده‌ی صحیح و در عین حال حداکثری از این پدیده‌ی دنیای مدرن، مستلزم شناخت و سپس لحاظ کردن هر دو روی سکه‌ است.

     

    فرصت‌های فضای مجازی

    از جمله مواردی است که می‌توان به عنوان فرصت‌ها و به تعبیری، نقاط قوت استفاده از فضای مجازی نام برد. این موارد عبارتند از:

    1. جهانی و فرامرزی بودن: از ویژگی‌های منحصر به فردی که فضای سایبر را از دیگر رسانه‌ها ممتاز می‌سازد، جهانی بودن آن است. هر فردی در هر نقطه از جهان می‌تواند از طریق آن به آسانی، به جدیدترین اطلاعات دست یابد. مرزهای جغرافیایی تا‌کنون نتوانسته از گسترش روزافزون فضای سایبر جلوگیری کند. از این رو، هر نوع مرزبندی در برابر آن بسیار دشوار می‌نماید.
    2. دست‌یابی آسان به آخرین اطلاعات: چنانچه بخواهید به آخرین مقاله، کتاب و یا خبری که در یک زمینه‌ی تخصصی و در سطح جهان منتشر شده دست یابید، ساده‌ترین و سریع‌ترین راه، استفاده از فضای مجازی است.

     

    1. جذابیت و تنوع: رسانه‌ها از ابزارهای مختلفی همچون فیلم، عکس، متن و یا هر هنر دیگری برای جذاب کردن خویش استفاده می‌کنند و این در حالی است که این ابزارها در فضای سایبر، همگی در یک‌جا قابل جمع و نیز قابل دستیابی است؛ از ویژگی‌های منحصر به فردی که در تنوع و جذابیت فضای سایبر تأثیر بسزایی دارد، مشتری‌محوری آن است. امکان نظر‌سنجی و ارزیابی در این فضا بسیار آسان‌تر و به‌روزتر است و این توانایی را به داده‌پردازان، فروشندگان و عرضه‌کنندگان محصولات اینترنتی می‌دهد که از آخرین خواسته‌های مشتریان و مخاطبان خود مطلع گردند.

     

    1. آزادی اطلاعات و ارتباطات: معنای واقعی آزادی اطلاعات، در فضای سایبر محقق شده است. از این رو، شما هر نوع اطلاعاتی را که بخواهید -اعم از فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و…- بدون محدویت‌های حاکم بر دیگر رسانه‌ها، در فضای سایبر قابل دسترسی است. آزادی ارتباطی نیز از ویژگی‌های دیگر فضای مجازی است که در دیگر وسایل ارتباطی تا این حد قابل دستیابی نیست.[۳]

     

    1. کاهش هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و …: از آن‌جایی که فضای مجازی، فواصل مکانی و تا حد زیادی فواصل زمانی را درنوردیده و لذا در بسیاری موارد، دیگر نیازی به مراجعه‌ی حضوری برای خرید کالا یا خدمات نیست، بنابراین به طور طبیعی، در بسیاری از هزینه‌های اقتصادی صرفه‌جویی می‌شود. کاهش مصرف منابع سوختی برای وسایل نقلیه، کاهش آلودگی هوا به خاطر ترددهای کمتر وسایل نقلیه، کاهش ترافیک و به تبع آن کاهش استهلاک وسایل نقلیه، کاهش رفت‌وآمدهای غیر ضروری درون‌شهری و به نبال آن آرامش روانی بیشتر برای افراد جامعه، از جمله‌ی این صرفه‌جویی‌ها به حساب می‌آید. همچنین با گسترش نشر الکترونیک، هزینه‌های هنگفت چاپ و نشر نیز به شدت کاهش یافته و لذا در استفاده از منابع زیست محیطی لازم برای تولید کاغذ نیز صرفه‌جویی‌های بسیاری به عمل می‌آید.
    2. گسترش عدالت رسانه‌ای: با وجود فضای سایبر و خصوصاً اینترنت، دسترسی بسیاری از افراد به امکانات یکسان، فراهم می‌گردد. مثلاً در گذشته اگر بدون وجود اینترنت، فقط افراد خاصی می‌توانستند در داخل شهرهای بزرگ به روزنامه‌ها، جراید و نهایتاً اخبار روز دسترسی پیدا کنند، حالا با وجود فضای مجازی و فناوری‌های گوناگون اطلاعاتی و ارتباطاتی، تمام افراد حتی در شهرستان‌های دور افتاده نیز می‌توانند به شکلی عادلانه و برابر، از اخبار روز مطلع شوند. به بیانی دیگر، با وجود فضای مجازی، «عدالت رسانه‌ای» به وجهِ بسیار بهتری تحقق پیدا می‌کند.
    3. گسترش تعاملات و تبادل نظرها با سرعت بسیار بالا: یک نمونه‌ی عینی و تامّ برای این مورد، «شبکه‌های اجتماعی» است که امکان تبادل آراء و به اشتراک‌گذاری مدیاهای مختلف (فیلم، عکس، موزیک، متن و …) را برای تمام اعضای آن در سراسر جهان در کوتاه‌ترین زمان ممکن فراهم می‌کند. البته شبکه‌های اجتماعی در عین داشتن این مزیت و مزایای مشابه، دارای عیوب بزرگ دیگری نیز هستند که در جای خود به آن‌ها هم اشاره خواهد شد.

     

    تهدیدهای فضای مجازی

    شناخت تهدیدها، آسیب‌ها، معایب و مضرات فضای مجازی و شبکه‌ی سایبر موجب خواهد شد تا با اِشراف کامل و دقت نظر بالا، نگاهی جامع‌تر به موضوعات داشته باشیم و در هنگام برنامه‌ریزی، طراحی و اجرای برنامه‌ها و فعالیت‌های مختلف دچار غفلت و اشتباه نشویم. در زیر می‌توان به اختصار، بعضی از مهم‌ترین گزاره‌هایی را نام برد که در فضای سایبر، هر کدام تهدیدی را بر زندگی بشر تحمیل کرده است.

    الف) تهدیدهای اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای:

    1. رواج «تفرّد» و کاهش شدید روحیه‌ی مسئولیت‌پذیری در بین جوانان: تمهیدات رسانه‌ای- فرهنگی جبهه‌ی غرب علیه جامعه‌ی ما، علی الخصوص جوانان ما، موجب تغییر در ذائقه، نظام ارزشی و نهایتاً تغییر در سبک زندگی جوانان ما شده است. این تغییر را به راحتی می‌توان با مراجعه به بسیاری از جوانان، صحبت کردن با آنان و نهایتاً درک میل شدید آنان به «تنهایی» فهمید.
    2. کم‌رنگ شدن ارزش‌های مترقی: هر جامعه‌ای، صاحب ارزش‌هایی است که ناشی از فرهنگ آن است؛ اما برخی ارزش‌های مترقی در جوامع اسلامی ‌است که به موجب تأثیر از فرهنگ بی‌بندوبار و اباحه‌گر غرب در حال کم‌رنگ شدن است؛ به این صورت که هرقدر حجم و نیز سرعت تبادل اطلاعات ناسالم در فضای سایبر، در قالب مدیاهای مختلف بیشتر شود، به خودی خود، ارزش‌های سالم و مترقی -خصوصاً ارزش‌های اسلامی در جوامع اسلامی- بیشتر به محاق می‌رود.
    3. تضعیف فرهنگ‌های کم‌حضور: از ویژگی‌های فضای سایبر این است که به شدت تحت تأثیر هر نوع عرضه‌ی گسترده‌ای قرار می‌گیرد. گرچه این فضا، گذرگاه فرهنگ‌های متنوع و گوناگونی است که هر یک در صدد عرضه‌ی خویش هستند، اما تنها فرهنگی پیشتاز خواهد بود که حضور پررنگ‌تر و گسترده‌تری داشته باشد و بدین سبب است که در آن فرهنگ غالب، فرهنگی جز فرهنگ قدرتمند، اما منحط غرب نیست؛ چرا که با به‌کارگیری صحیح از امکانات وسیع و تلاشی وافر، به عرضه‌ی گسترده‌ی خود پرداخته و یکه‌تاز این عرصه گردیده است. چنانکه حکومت زبان انگلیسی موجب شده است که کاربران با حضور در فضای سایبر، ضمن این که با زبان انگلیسی حاکم بر آن درگیر هستند، از زبان ملی خود دور شوند؛ به عنوان مثال، در چت‌های اینترنتی فارسی‌زبانان بیشتر از الفبای انگلیسی به جای الفبای فارسی استفاده می‌شود که البته یکی از دلایل آن کمبود نرم‌افزارهای قدرتمند فارسی است.
    4. تضعیف اعتقادات و گسترش شبهات فکری: گرچه دستیابی آسان به انواع اطلاعات از مزایای فضای سایبری است، اما معایبی نیز دارد. از جمله این که طرح و نشر انواع شبهات در آن، موجب تزلزل در باورهای کاربران سست عقیده و کم‌اطلاع می‌گردد. فضای سایبر چاقویی دو لبه است که ما می‌توانیم از آن به سود یا ضرر خود مدد بگیریم.
    5. رواج سطحی‌نگری فکری: آزادی بیان و طرح اندیشه‌های متضاد در فضای سایبر، از اهداف اولیه‌ی ایجاد چنین فضایی است؛ اما چنانچه اندیشه‌ای بدون هیچ بنیان و اساس معتبری در این فضا مطرح شود، ثمره‌ی آن انباشته شدن اندیشه‌های بسیاری است که توان بررسی و نقد و تحلیل همه‌ی آن‌ها از عهده‌ی مخطبان خارج است و بدین سبب، کاربران بدون بررسی و تحقیق در مبانی و زوایای پنهان اندیشه‌های نو ظهور، به سبب کثرت و رواج بی‌حدوحصر آن در فضای سایبر، از آن متأثر می‌شوند. نتیجتاً روحیه‌ی حق‌پذیری کاربران به ویژه جوانان، به سطحی‌نگری و مسامحه‌کاری در پذیرش اندیشه‌های نوظهور مبدل خواهد شد. از این رو، ضروری است که پیش از هر چیز، کاربری صحیح و طبقه‌بندی شده‌ی این فضا را به کاربران بیاموزیم.
    6. گسترش اباحه‌گری عملی: حفظ حرمت قوانین اجتماعی و رعایت آموزه‌های اخلاقی، از ریشه‌ای‌ترین اصول هر فرهنگی است. بدیهی است با گسترش اباحه‌گری در فضای سایبر، نهایتاً این روند در میزان خودداری افراد جامعه از ارتکاب اعمال غیر اخلاقی و ناهنجار در فضای جامعه نیز تأثیر خواهد گذاشت. منشأ برخی از اعمال خلاف اخلاق در سطح جامعه، مباح شدن آن در فضای سایبر است.

     

    1. به خطر افتادن حقوق مادی و معنوی مولفین: یکی از نگرانی‌های مؤلفان آثار علمی، ادبی و یا هنری، ارائه‌ی آثارشان به صورت دیجیتال است. با توجه به گسترش روزافزون سرقت داده‌ها و نرم‌افزارهای گوناگون و نیز عدم توانایی مسؤلان در برخورد با این قبیل جرایم و دشوار بودن نظارت بر داده‌ها و حفاظت از آن‌ها، حقوق مادی و معنوی مؤلفان در فضای سایبر دو چندان به خطر خواهد افتاد؛ چرا که با توجه به قدرتمند شدن انواع ابزار‌های قفل شکن و نبود نظارت لازم بر فضای سایبر، مؤلفانی که بخواهند از منافع مادی و معنوی اثر خویش بهره ببرند، از ارائه‌ی اثرشان در غالب داده‌های الکترونیکی خودداری می‌ورزند.

     

    1. گسترش محصولات فرهنگی فرهنگ‌های منحط (به ویژه فرهنگ غربی): عمده‌ی محصولات فرهنگی اعم از فیلم، عکس، متن، بازی‌های رایانه و اینترنتی، از سوی غرب و گاه شرق تولید و در فضای سایبر تبیلغ و توزیع می‌شوند. بدین‌سان یکی از خطرات ناشی از فضای سایبر متوجه کشورهایی است که دارای فرهنگ‌های متضاد با فرهنگ حاکم بر فضای سایبر است. به ویژه کاربران مسلمان که عمدتاً با وجود برخورداری از فرهنگی غنی، از استفاده از محصولات قوی فرهنگی متناسب با فرهنگ خود محروم‌اند.
    2. افسردگی و انزوا: کاربران، بیشتر ترجیح می‌دهند در محیطی آرام و خلوت، از اینترنت استفاده کنند تا هم بهتر بتوانند از اطلاعات آن بهره ببرند و هم با تمرکز و سرعت بیشتر، از اتصال‌های طولانی مدت جلوگیری کرده، هزینه‌های حاصل از آن را کاهش دهند. اما این نوع خلوت و انزوا در طولانی مدت، برخی مشکلات روانی مانند گوشه‌گیری و در نهایت افسردگی را در پی دارد.
    3. بازداری زدایی: گمنامی ‌و نامرئی بودن کاربران، از دیگر ویژگی‌های روابط اینترنتی است که موجب پیدایش آسیب‌های جدی اخلاقی و روانی در افراد می‌شود. در فضای سایبر شخص می‌تواند هر نقابی را بر خود بپوشاند و بدین وسیله هر چه می‌خواهد، می‌گوید و هر کاری که بخواهد، انجام می دهد؛ بدون این‌که ترس از شناخته شدن و رسوا شدن داشته باشد.
    4. بحران هویت و اخلال در شکل‌گیری شخصیت: عناصر سه گانه‌ی هویت، یعنی: شخص، جامعه و فرهنگ، هر یک در تکوین شخصیت فرد نقش مهمی را ایفا می‏کنند. هویت شخصی، ویژگی بی‌همتای فرد را تشکیل می‏ دهد و هویت اجتماعی در پیوند با گروه‏ها و اجتماعات مختلف قرار گرفته و شکل‌گیری آن، متأثر از ایشان است. در نهایت، هویت فرهنگی، برگرفته از باورهایی است که در عمق وجود فرد به واسطه‌ی تعامل او با محیط پیرامون و آموزه‌های آن، از بدو تولد تا کهن‌سالی جای گرفته است.

     

    1. اعتیاد مجازی (Virtual Addiction): اعتیاد مجازی، استفاده‌ی بیش از حد از اینترنت است تا آن‌جا که بدون استفاده از آن فرد احساس کمبود می‌کند و روابط او با محیط متاثر از استفاده‌ی مکرر و دیوانه‌وار از اینترنت شده، از حالت عادی خارج می‌شود. نبود روابط پایدار و صمیمی ‌با دیگران، نداشتن اعتماد به نفس و به طور کلی شکست در عرصه‌های گوناگون زندگی، زمینه را برای اعتیاد افراد به اینترنت فراهم می‌کند. نتایج پژوهش یانگ (۱۹۹۷ م.) در این زمینه نشان داد که یکی از دلایل مهم اعتیاد به اینترنت در افرادی که روابط عمومی‌کمتری دارند، نیاز شدید در به دست آوردن حمایت‌های اجتماعی است؛ زیرا حمایت‌های اجتماعی با اَعمالی چون ورود به اتاق گپ زنی در میان اعضا در فضای سایبر زودتر به وجود می‌آید. این اختلال روانی در کشورهایی که استفاده از اینترنت آسان و ارزان است، بسیار چالش‌زا بوده است تا آن‌جا که نهادهای مختلف را نیز درگیر کرده است.
    2. انحرافات اخلاقی (جنسی): از جمله آثار مخرب فضای سایبر، به وجود آمدن اختلالات و انحرافات جنسی است. اینترنت به دلیل داشتن رویکرد «آزاداندیشی در روابط جنسی» از سوی گردانندگان اصلی آن (غرب و به ویژه آمریکا) و نگرش تجاری نسبت به مسائل جنسی، موجب پدید آمدن پدیده‌ی شومی به نام هرزه‌نگاری (Pornography) و هنر پلید شهوانی (Erotice art) و رواج سرسام‌آور آن گردیده است. این پدیده مرزهای اخلاقی را در هم می‌شکند و تهدیدی برای فرهنگ‌ها به خصوص فرهنگ‌های دینی همچون فرهنگ اسلامی ‌است. اصولاً، پورونوگرافی (هرزه‌نگاری) به عنوان نمایش تصویری و یا کلامی ‌رفتارهای جنسی است که با هدف ارضای خواسته‌های جنسی دیگران تعریف می‌شود.

     

    1. تحمیل پیشنهادهای گیج‌کننده، مخلّ و بعضاً منحرف به کاربر: منظور از این پیشنهادها، سازوکارهایی است که در فضای مجازی، کاربر را ناخواسته و بدون داشتن تمایل قلبی به آن پیشنهاد، به اجبار به یک سمت و سوی خاص هدایت می‌کند. یکی از بهترین نمونه‌ها برای این مورد، پنجره‌هایی است که در صفحات اینترنت با عنوان «پنجره‌های بازشو»[۶] شناخته می‌شود.

     

    1. شکاف نسل‌ها: فضای مجازی، شکاف میان نسل‌ها را بیشتر کرده و امروزه با ورود وسایل و تکنولوژی‌های جدید به عرصه‌ی خانواده‌ها، شاهد این هستیم که والدین و فرزندان ساعت‌های متمادی در کنار یکدیگر می‌نشینند بدون آن‌که حرفی برای گفتن داشته باشند. امروزه دیگر کمتر نشانه‌هایی از آن نوع خانواده‌هایی وجود دارد که والدین و فرزندان دور هم نشسته و درباره‌ی موضوعات مختلف خانوادگی و کاری با هم گفتگو کرده و نظرات هم‌دیگر را راجع‌به موضوعات مختلف جویا شوند.

     تهدیدهای اقتصادی، تهدیدهای سیاسی، تهدیدهای جسمی از دیگر تهدیدات این فضا است.

     

    درباره تاثير مثبت و منفي که اينترنت روي سبک زندگي ما گذاشته است

    زندگي قبل از اينترنت

    هميشه اختراعات و ابداعاتي که دانشمندان به زندگي ما آدم هاي معمولي اضافه مي کنند تاثيرات زيادي روي سبک و شيوه زندگي مان دارد. از اختراع لامپ و آمدن نور و برق به خانه ها گرفته، که تاثيراتش کاملا روشن و واضح بوده، تا پديد آمدن اينترنت که روزگار ما را از هر زمان ديگري متمايز کرده است.

    تا چند سال قبل که هنوز همه درگير اينترنت نشده بوديم به آن ها که بيشتر با اين فضا در ارتباط بودند غبطه مي خورديم و وقتي آن ها از گسترده تر شدن کاربردهاي اينترنت در آينده مي گفتند با خودمان مي گفتيم چه حرف ها مگر مي شود يک روز آدم همه کارهايش را اين طوري انجام بدهد. فرم پر کردن اينترنتي، ثبت نام هاي مجازي، جابه جايي پول و کارهاي مختلف ديگر. بزرگ ترهايي که احساس دور بودن از اين فضا را داشتند مي گفتند نه بابا مگر مي شود کار و زندگي آدم اينترنتي بشود خب همه که اينترنت ندارند همه که بلد نيستند…

    چند سال از آن روزها گذشته و در بازه زماني کوتاهي اينترنت آنقدر وسيع و فراگير شده که تبديل شده، به اسباب بازي يک کودک ۵-۴ ساله و هم زمان مي تواند هم کار کارمندان يک شرکت با درجه اهميت بالا را راه بيندازد و هم، کمک يک خانم خانه دار براي پاسخ به سوالات و کارهاي روزمره اش به حساب بيايد. به قول يکي از دوستان از دکتر گوگل همه جور سوالي مي پرسيم و با ايميل به دور و نزديک پيغام مي فرستيم و به کمک امکانات اينترنتي ترجمه مي کنيم و فيلم و صدا دانلود مي کنيم و در تعداد زيادي شبکه مجازي براي خودمان صفحه درست مي کنيم.

    شيوه زندگي ما با چند سال قبل خيلي فرق کرده است. مثل همه چيزهاي ديگري که يک باره از راه مي رسند و ما از قبل آمادگي رويارويي با آن ها را نداريم اين بار هم دستخوش تجربه اي جديد شده ايم. تجربه اي که با تجربه زندگي قبل از فراگيري اينترنت زمين تا آسمان فرق دارد.

    اين بار مي خواهيم نگاهي بيندازيم به همين تفاوت و در لابه لاي مرور تجربه هاي پيشين خودمان و مزه مزه کردن زندگي جديدمان به مديريت خودمان هم بيشتر فکر کنيم تا بتوانيم بهتر و بيشتر اينترنت را به خدمت خودمان در آوريم نه اين که خودمان به خدمتش در آييم.

     

    حکايت زندگي هاي قبل از اينترنت

     همه ما خاطرات جالبي از روزهايي که اينترنت نداشتيم داريم. خاطراتي که شايد خيلي پر رنگ تر از خاطره هاي اکنون مان باشند چون واقعي بودند نه مجازي. مثل:

     

     

     

    صف پرداخت قبض ها

    بايد صبح اول وقت، پشت در بانک صف مي کشيدي، که قبل شلوغي و ازدحام مراجعان ، کارِت تمام شود! روز آخر موعد پرداخت بود ، يه دسته قبض برق و گاز و تلفن دست تو و کارمند بانک را مي بوسيدند!

     

    آدم هايي که به خاطره مي پيوستند

    از ۱۲ سال تحصيل دبستان و دبيرستان ، يک آلبوم بيست برگي عکس به جا مي ماند ؛ عکس هايي که لبخندهاي محو و چهره هاي اميدوار و پر شور آن سال ها را ثبت مي کرد ؛ بعد از مدت ها وقتي آلبوم را ورق مي زدي ، جاي خالي خيلي ها را حس مي کردي و با خودت مي گفتي حالا هر کدامشان کجا هستند؟ از کجا مي شود شماره تلفن شان را پيدا کرد يا آدرس خانه شان را؟

     

    بازار داغ تبريک هاي تلفني

    توپ سال تحويل که مي ترکيد ، سر تلفن زدن به دوستان و نزديکان بين اعضاي خانواده جنجال مي شد ، رقابت دوستانه و نفس گير براي تبريک گفتن هر چه زودتر به رفقا! اما يک خط تلفن بود و يک خانواده بزرگ! کوچک ترين عضو که مي بودي بايد صبر مي کردي و با خنده حرص مي خوردي!

     

     

    مصيبت هماهنگي يک دور همي

    براي جمع شدن دور هم ، بايد وقت مي ذاشتيم ، تلفن بزن! برو در خونه فلاني ببين موافقه يا نه ، فلان موقع فلان جا ، اگر بالاخره با هزار مصيبت اين قرار دوستانه تصويب مي شد ، يک محفل گرم و صميمي داشتيم : چهره به چهره رو به رو. شعر خواني و رمان خواني هاي زنده ، گروه کتاب خواني ، بررسي مطبوعات و بحث هاي سياسي و اجتماعي و … سر و کله هم مي زديم! همه چيز در لحظه بود با فکرها و خلاقيت هاي نو و تازه ، هنوز اسير پنجره هاي کوچک مجازي مان نشده بوديم…

     

     بچه هاي پر جنب و جوش آن زمان

    عروسي ها پر از همهمه بچه ها بود ، اصلا عروسي بود و بازي بچه ها! آرام و قرار نداشتند دنبال هم مي دويدند و دنباله لباس عروس را رها نمي کردند! براي نشاندنشان يک تيم بايد استخدام مي شد!

     

    اين روزها اما ، آرام و بي حرف سرشان خم شده است توي تبلت هايشان . آنقدر به اين صفحه هاي کوچک زل مي زنند که گاهي غذا خوردن و دويدن و حرف زدن فراموش شان مي شود…

     

     تحقيقات محلي براي ازدواج

    صحبت خواستگاري و ازدواج که مي شد ، خانواده ها براي تحقيق به جمع دوستان و همکاران مي رفتند ، اينکه آن دختر يا پسر در چه جمع هايي جايگاه ويژه داشتند اهميت داشت . حالا اما … پروفايل فيس بوک و توئيتر و اينستاگرام خبر مي دهد از سر ضمير! صفحات مجازي و دوستان مجازي محل تحقيق خيلي ها شده است!

     

    دور دورهاي ما براي يک خريد خوب

    کافي بود روز تعطيل و يا تعطيلي هاي بين تعطيلي! نياز به کالايي خاص پيدا کني ، بايد دندان روي جگر مي گذاشتي تا روزها بگذرد و مغازه ها باز شود . تازه اگر هم روز تعطيل نبود براي آن که محصول مورد نظرت را پيدا کني بايد تمام بازارها و پاساژ ها را مي گشتي آخرش هم شايد چيزي عايدت نمي شد. اين روزها از خواستن تا داشتن فقط يک کليک راه است!

     

     خبر، با روزنامه و تلويزيون به خانه مان مي آمد

    براي با خبر شدن از جزئيات چند و چون زلزله ديروز ، و مذاکرات سياسي و وقايع روز جهان و يا حتي نتيجه کنکور، بايد براي رسيدن روزنامه صبح لحظه شماري مي کردي ، هنوز هم آرشيو روزنامه هاي قديمي حس نوستالژيکي به ما القا مي کنند! ديگر چند وقتي است صداي آلارم گوشي ات نويد دهنده آخرين خبري است که به صورت آني همزمان با سرتاسر جهان تو را نيز از يک واقعه با خبر مي کند! اما ماندگاري آن کجا و اين کجا؟

     

    پايان نامه با طعم کتابخانه

    موضوع تحقيقت که مشخص مي شد ، يک دست فلاکس و يک دست ميوه و بيسکويت بر مي داشتي، خودت را حبس مي کردي در کتابخانه هاي شهر ، فيش برداري و خلاصه نويسي و جست و جو! جست و جوهايي که گاه به کشف هاي بزرگ مي انجاميد!

      

    اينترنت بد نيست اگر بد استفاده نکنيم

    اينترنت آمد تا زندگي را براي ما راحت تر کند که واقعاً در بسياري از شئون زندگي هم اين اتفاق افتاد. اينترنت آمد تا زندگي براي ما شيرين تر و با ريتم سريع تري ميسر شود که شد. اينترنت آمد تا در خدمت ما باشد که هست، اما بسياري مواقع حواس مان نيست که ما نبايد در خدمتش باشيم، نبايد در بندش باشيم که هستيم. ارمغان اينترنت براي ما راحتي است، سرعت است اما غافليم از اين که گاهي رنجي که در روزهاي نبود اينترنت متحمل مي شويم زجر نبوده رنج بوده و رنج هم سازنده است. وقتي راه طولاني را براي ديدن دوستي طي مي کرديم شوق بيشتري براي ديدنش داشتيم. وقتي نامه اي را براي رفيقي که در شهر ديگر است مي نوشتيم طمانينه بيشتري براي بيان احساس مان به خرج مي داديم. وقتي همراه خانواده کل شهر را براي پيدا کردن يک دوربين عکاسي گز مي کرديم هم از پياده روي مان لذت مي برديم، هم گپ مي زديم هم پايان خريد به خوردن شيريني دوربين تازه و بستني و آبميوه منجر مي شد. اما حالا مي توانيم مکالمه تصويري داشته باشيم، عيد را در تلگرام تبريک بگوييم و خريد را با مقايسه دقيق اينترنتي انجام دهيم و در منزل تحويل بگيريم. همه اين ها خوب است اما نه براي هميشه و هر وقت و در تعامل با هر کسي. هنوز هم بوي گل هاي خشکي که مي گذاشتيم لاي کاغذهاي نامه در مشام مان مي پيچد، نامه هايي که سرشار از احساس بود.

    کاش اينترنت را به وقت نياز استفاده کنيم، براي کاهش زجري که در صف طولاني قبض تلفن متحمل مي شويم يا به جاي مراجعه مکرر به دانشگاه براي انتخاب واحد. حتي براي دوستي که امکان ارسال نامه را برايش نداريم. براي وقتي که خريد حکم تفريح را براي مان ندارد.

    کاش دربند ابزارهاي مان نباشيم. دربند ابزار بودن همان اتفاق عجيبي است که آدم را از مالک شي به اسير آن، تبديل مي کند. خودرويي مي خريم و مدام تنش روحي داريم که در خيابان چه اتفاقي برايش مي افتد. به بچه مان اجازه نمي دهيم در حياط خانه بازي کند تا يک وقت روي خودرو خش نيفتد. مبل مي خريم و رويش انواع کاور مي کشيم طوري که وقتي هر کسي روي کاورهاي پلاستيکي مي نشيند گرمش مي شود و کاورهاي پارچه اي را که مي بيند به حال زشتي مبل افسوس مي خورد. حالا هم اينترنت به جاي ابزار انگار شده هدف زندگي مان. اگر يک اپليکيشن ساده را نداشته باشيم فکر مي کنيم براي تعامل با دنيا بيسواديم.

    فکر مي کنيم همه راه ها به اينترنت ختم مي شود. بعد هم که کم مي آوريم و با ناديده گرفتن مديريت بد خودمان بر اين ابزار، ناغافل اصل و ذات اينترنت را زير سوال مي بريم. بله شبکه هاي اجتماعي نبايد جاي کتاب خواندن را بگيرد اما چه اشکالي دارد با گوشي و تبلت در اتوبوس و تاکسي و… نسخه قانوني يک کتاب را بخوانيم يا در چنين زمان هايي از زندگي که کمابيش پرت محسوب مي شود جوياي حال رفقا شويم؟ حال و روز مواجهه ما با اينترنت شبيه برخوردي است که با فوتبال داريم، نتايج ليگ هاي پايين را هم دنبال مي کنيم و مشخصات همه بازيکنان را حفظ مي کنيم و بعد که تيم ملي باخت پست هاي فيسبوکي و تلگرامي مي نويسيم که اي کاش پول اين فوتبال خرج ورزش هاي پايه مي شد يا در مدرسه سازي هزينه مي شد و… خلاصه خيلي سريع از يک هوادار ساده و افراطي به يک روشنفکر تغيير وضعيت مي دهيم غافل از اين که تقاضاي ماست که خيلي وقت ها عرضه را رقم مي زند. ما هستيم که نبايد افراط و تفريط کنيم و بايد جايگاه هر چيزي را درست در سبک زندگي مان تعريف کنيم.

     

    کودکان به همان اندازه ای که در عالم واقعیت هستند در دنیای دیجیتال نیز زندگی می کنند. آنها از طریق پیامک، تماس ویدیویی و یا اینستاگرام با دوستان خود در ارتباط هستند و در این میان به نظر می‌رسد که همیشه یک یا چند مهمان مجازی در خانه حضور دارد.

    کودکان نسل‌های گذشته و هم‌سن و سال‌های ما، این جمله خاطره‌انگیز را از زبان پدرها و مادرهایشان به یاد دارند:‌ «اگر دوستانت بخوان بیفتن تو چاه، آیا تو هم همراه اونا می‌خوای سقوط کنی؟‌»‌  این جمله و جملات نظیر آن، شاید در نسل قبلی برای جلوگیری پدرمادرها از اتفاقات و مشکلات ناگواری گفته می‌شد که فرزندان همسن و سال ما را با خود به گودال ناکامی کشانده بود.

    مشکلاتی که کودکان همیشه با آن به نوعی گریبان‌گیرند. مشکلات و اشتباهاتی که اغلب ناشی از فشار اطرافیان و دیدن دوستانی است که در انجام یک کار با یکدیگر همراه هستند و این همراهی، همچون دامی است که آن‌ها را تشویق می‌کند که به جریان خاصی بپیوندند و به نوعی شریک اشتباهات متداول دیگران شوند.

    اما حالا عصر ارتباطات، راه خود را به دنیای کودکانه فرزندان نسل امروز باز کرده است و همراه با تغییرات شگرف خود، جملاتی که به کودکانمان باید بگوییم را نیز تغییر داده است. در واقع نسخه جدید این جمله این روزها بدین صورت شیده می‌شود:

     

    اگه همه دوستای تو تا قبل از ۱۳ سالگی تو فیس بوک باشن، آیا تو هم باید مثل اونا بشی؟

    موضوعی که غالب پدر و مادرها باید از آن اطلاع داشته‌ باشند آن است که FFC قانونی را برای حفاظت از کودکان خردسال در اینترنت وضع کرده است که به تبع آن، سرویس‌های اینترنتی همچون فیس‌بوک، توئییتر، Ask.Fm، Yik Yak  و … موظفند که اطلاعاتی را که باعث بروز حس کنجکاوی یا ایراددار هستند را از دسترس کودکان خارج کرده و از نمایش آن‌ها برای این طیف از کاربران خودداری کنند. به طور خیلی ساده، بسیاری از سایت‌ها با جلوگیری از ثبت نام نوجوانان زیر ۱۳ سال، این مشکل را حل می‌کنند.

    اما همانطور که بسیاری از ما در شبکه‌های اجتماعی در فیس بوک مشاهده می‌کنیم، کودکان کم سن و سال در رابطه با سن و سال واقعیشان در هنگام ثبت نام دروغ گفته و به دنیای آنلاین می‌پیوندند. اما شما به عنوان یک پدر و مادر، با دیدن دوستان و فرزاندان آن‌ها نمی‌توانید از این موضوع کاملا گذشته و آن را عادی قلمداد کنید.

    خوشبختانه فیس بوک در این زمینه، یک صفحه مختص ابزار و امکاناتی برای کنترل فرزندان دارد که به سبب آن می‌توانید از امکان کنترل کودکانتان در فیس بوک بهره مند شوید. برای مثال، در این صفحه آموزش‌هایی برای نحوه گزارش کودکانی که زیر ۱۳ سال قرار داشته و از این سرویس استفاده می‌کنند به همراه آموزش پاک کردن تصاویر فرزندانتان از  فیس بوک یا نحوه گزارش مزاحمت‌هایی که برای خودتان یا برای فردی دیگر  اتفاق افتاده دیده می‌شود.

    البته، این که سن کودک شما ۱۳ سال یا بیشتر از آن است نیز دلیل قانع کننده‌ای برای اینکه آن‌ها امکان بهره‌مندی آزادانه و بدون محدودیت از تمامی شبکه‌های اجتماعی را دارند نیز محسوب نمی‌شود. در واقع، این موضوع که آن‌ها از نظر قانونی اجازه ورود به شبکه‌های اجتماعی را پیدا کرده‌اند، دلیلی بر پذیرش این موضوع که آن‌ها به بلوغ لازم برای کنترل و کنار آمدن با مسئولیت‌هایشان (handle the responsibility) را دارند، نیست.

     نشانه‌های اعتیاد اینترنتی

    نشانه های اعتیاد به اینترنت از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

    نشانه های اعتیاد به اینترنت از فردی به فرد دیگر متفاوت است. برای مثال هیچ گاه نمی توان گفت اگر کسی به این میزان از اینترنت استفاده کند به آن معتاد شده است.

    در اینجا تعدادی از علائم هشدار دهنده عمومی را مطرح می کنیم.

    اگر فرزندانتان به رایانه اعتیاد داشته باشند، احتمالا علائم زیر را تجربه کرده اند‌:

    • موقع استفاده از اینترنت زمان از دستشان در می رود.
    • نمی توانند کارهای خود را در خانه یا مدرسه به پایان برسانند.
    • تمام تلاششان برای محدود کردن ساعات استفاده از اینترنت بی‌نتیجه مانده است‌.
    • هنگامی که پشت رایانه نشسته‌اند احساسی آمیخته به خوشنودی و گناه دارند‌.
    • امور شخصیشان (مثل غذا خوردن، شانه کردن موها و…) را در پشت رایانه انجام می دهند.
    • از دوستان‌، خانواده و مسئولیت‌هایشان به خاطر بودن در دنیای مجازی، روی می گردانند.
    • در مورد ساعات جست‌وجو در اینترنت به خانواده خود دروغ می‌گویند.
    • هنگامی که امکان اتصال به اینترنت را ندارند احساس ناراحتی‌، افسردگی و بی‌قراری می‌کنند‌.
    • هنگامی که دل مشغولی‌های فکری و ذهنی دارند، ساعات متمادی را پشت رایانه می‌گذرانند‌.
    • هنگامی که با رایانه کار نمی کنند، دائما به استفاده مجدد از آن فکر می‌کنند‌.

     

    عوامل محرک در ایجاد اعتیاد به اینترنت و رایانه

    – اگر از اختلالات اضطرابی رنج می‌برند: اختلال های اضطرابی می توانند باعث بازدید افراطی از ایمیل و استفاده جبری از اینترنت شود.

    – اگر افسرده هستند: اینترنت می‌تواند مفری برای دوری از احساساتی نظیر افسردگی، دلمردگی و بی‌حوصلگی باشد اما به خاطر داشته باشید استفاده بی‌حد و حصر از رایانه مطمئنا شرایط را وخیم‌تر خواهد کرد زیرا حاصل آن انزوا و گوشه‌گیری بیشتر خواهد بود.

    – اگر اعتیاد دیگری دارند‌: بسیاری از افرادی که به اینترنت وابستگی بیش از حد دارند از دیگر مسائل نظیر اعتیاد به داروهای روانگردان‌، الکل، شرط بندی و… رنج می‌برند.

    – اگر از حمایت اجتماعی مناسب برخوردار نیستند: معتادان به اینترنت اغلب از اتاق های گفتگوی اینترنتی، پیام‌های اینترنتی یا بازی‌های آنلاین به‌عنوان راهی برای ایجاد رابطه جدید و دریافت حمایت های اجتماعی سود می‌برند.

    – اگر شاد نیستند: جوانان ممکن است به‌دنبال اجتماعاتی باشند که در آن ها پذیرفته شده و احساس صمیمیت و راحتی کنند و فضای مجازی این فرصت را در اختیار آنان می‌گذارد‌.

    – اگر کمتر از گذشته تحرک دارند یا کمتر از حد معمول فعالیت می کنند‌: به‌عنوان مثال ممکن است دچار ناتوانی یا معلولیتی شده باشند که حرکت را برای آن ها دشوار می کند. در این صورت اینترنت، فضایی برای گردش و تفریح در اختیار آنها قرار می دهد.

    -اگر دچار استرس هستند: ممکن است در این شرایط برای مشغول نگاه داشتن ذهن و فکر خود به استفاده بی‌حد و حصر از اینترنت روی آورند. اما باید بدانید که هر چه بیشتر از اینترنت استفاده کنند استرس آن ها بالاتر خواهد رفت.

     شما هم بیماری «موبوفوبیا» دارید؟

    این روزها تلفن همراه پاره تن بسیاری از ماست. عضوی که نه تنها جداشدنی بلکه دور شدنی هم نیست. وسیله ای کوچک که تمام جنبه های زندگی ما را در بر می گیرد. تحقیقات نشان می دهد که حدود ۸۷ درصد از جمعیت کل جهان از این وسیله ارتباطی استفاده می کنند. این وسیله ارتباطی این روزها ناقل بیماری خطرناکی است.

    موبوفوبیا چیست؟

    «موبوفوبیا» (Mobophobia) به معنای بروز استرس و اضطراب شدید به هنگام نداشتن آنتن، قطع تماس، قطع ارتباط با اینترنت، تمام شدن شارژ باتری و از همه بدتر جا گذاشتن یا گم کردن تلفن همراه است. همچنین از این بیماری با نام «نوموفوبیا» (nomophobia) یا (No-Mobile-Phone phobia) به معنای «ترس نبود تلفن همراه» یاد می شود.

    چند درصد ما به موبوفوبیا گرفتاریم؟

    تحقیقات نشان می دهد که حدود ۸۰ درصد از مردم به اشتباه حس می کنند که گوشی آنها در جیب می لرزد و ۳۰ درصد به اشتباه حس می کنند که گوشی آنها زنگ می زند. ۸۰ درصد از افراد بین ۱۸ تا ۲۴ سال شب با گوشی می خوابند و یا والدینی که تمایل بیشتری به استفاده از تلفن همراه دارند بیشتر در ارتباط با فرزندانشان دچار مشکل می شوند. همه اینا بخش هایی از این بیماری فراگیر است.

    یک فرد عادی به طور معمول در شبانه روز حدود ۱۱۰ بار گوشی خود را چک می کند در حالی که فرد مبتلا به موبوفوبیا حدود ۹۰۰ بار در شبانه روز این کار را می کند. اگر می خواهید از عمق پیشرفت این بیماری مطلع شوید باید بدانید که ۹۵ درصد از مردم ساعات قبل خواب را مشغول پیامک زدن یا جست و جو در اینترنت هستند. و یا از هر چهار نفر یک نفر به هنگام خواب گوشی خود را در حالت سکوت نمی گذارد.

    طبق تحقیقات صورت گرفته از هر دو نفر یک نفر اگر نصف شب بدون هیچ دلیلی از خواب بیدار شوند اول به سراغ گوشی می روند و آن را چک می کنند.

     

    شما علائم مونوفوبیا را دارید؟

    موبوفوبیا زمانی رخ می دهد که فرد نسبت به از دست دادن گوشی خود دچار ترس شود. از آنجا که این ابراز دربردارنده اطلاعات شخصی از قبیل عکس، پیام، صوت و … است انتشار عمومی این موارد جایی بس نگرانی هم دارد. «تکنو استرس» یا ترس و اضطراب از ارتباط رو در رو با شخص دیگر به دلیل استفاده بیش از حد از ابزارهای ارتباطی، حالتی از اضطراب است که سرانجام منجر به انزواء و افسردگی فرد می شود. «رینگ ژایتی» یا اضطراب ناشی از شنیدن صدای زنگ حالتی دیگر از اضطراب است که باعث می شود شما مرتب به صفحه گوشی خود نگاه کنید تا هیچ تماس، پیام، هشدار و هیچ اتفاق تازه ای بر روی گوشی خود را از دست ندهید. از نشانه های وابستگی به تلفن همراه می توان به استفاده مکرر از تلفن همراه برای از بین بردن حس ناراحتی، غم و اندوه و استرس نام برد.

    از علائم شاخص این بیماری ها اضطراب، تغییرات تنفسی، لرزش، عرق کردن، آشفتگی، سردرگمی و افزایش ضربان قلب است. و البته از علائم عاطفی این بیماری می توان به افسردگی، وحشت، ترس، وابستگی، اعتمادبه‌نفس پایین و احساس تنهایی اشاره کرد.

    اگر فکر می کنید به این بیماری دچار هستید باید بدانید راه درمان آن خوددرمانی است!

    «اگه همه دوستای تو همکلاسی‌هایشان را با اپلیکیشن‌ها اذیت می‌کنند، آیا تو هم باید این کار رو انجام بدی؟»

    وب، تلفن‌های هوشمند و اپلیکیشن‌ها، راه را برای قلدری و آزار و اذیت یا کارهای وحشتناک دیگری که برخی کودکان در قبال دیگران انجام می‌دهند، بدون آنکه پیامد منفی یا مجازاتی آنی برای آن‌ها داشته باشد، آسان و باز نموده است. اپلیکیشن‌ها و سرویس‌های اجتماعی که هویت‌های ناشناس در آن دیده می‌شوند، همچون Yik Yak که مقبولیت آن در حال افزایش است، در بعضی کشورها و مناطق برای دانش‌آموزان محصل در دوره‌های دبیرستان و راهنمایی ممنوع اعلام شده است. اما چرا؟‌

    یکی از دلایل ایجاد این محدودیت، استفاده از این شبکه و برخی از کاربران با هویت ناشناس برای ترساندن و آزار و اذیت همکلاسی‌ها و ایجاد رعب و وحشت در آن‌ها بوده است. این موضوعات متاسفانه به قدری جدی است که برخی از خودکشی‌های اخیر کودکان کم سن و سال را با کامنت‌ها و نظرات رعب‌انگیز و آزاردهنده برخی افراد ناشناس  در Ask.Fm نسبت می‌دهند.

    خوشبختانه، بر خلاف برخی شبکه‌های اجتماعی که نام برده شد، فیس بوک و با حرارت کمتر، توئیتر، اینستاگرام، تامبلر و … امکان ردیابی نظرات و پیغام‌های کاربران به آسانی وجود دارد و ناشناس ماندن در این شبکه‌ها و فعالیت‌ کردن در آن‌ها چندان کار ساده‌ای نیست. بدین ترتیب پدر و مادرها می‌توانند با دنبال کردن فعالیت فرزندانشان در این شبکه‌ها، در صورت بروز مشکل برای آن‌ها یا حتی ایجاد مشکل توسط آن‌ها به سرعت خود را وارد ماجرا کرده و برای رفع این مسائل اقدام نمایند.

    در طرف دیگر، اما اپلیکیشن‌ها و سایت‌هایی که کاربران با هویت‌های ناشناس در آن حضور دارند، به شما به عنوان پدر یا مادر یا سرپرست امکان ردیابی و دنبال کردن آنچه در جریان است یا چه کسی در پشت آن قرار گرفته را نمی‌دهد. به همین خاطر شما در نقش پدر و مادر یا سرپرست، باید تا حد امکان از فعالیت فرزندانتان در شبکه‌های اجتماعی ناشناس جلوگیری کرده و  با روشن کردن قضیه و توضیح شفاف آنچه در این شبکه‌های اجتماعی ممکن است برای فرزندانتان اتفاق بیفتد، آن‌ها را از مشکلات و خطرات این گونه اجتماعات آگاه نمایید.

    «اگر همه دوستان تو کارهای ناشایاسته انجام می‌دهند، آیا تو هم باید این کار را انجام دهی؟»

    در کمال تاسف، این روزها، مشکلات پدر و مادرها با فرزاندانشان دیگر مثل قبل نیست. مشکلات فرزندان دیگر تنها به قلدری، بد اخلاقی یا مسائل عاطفی آن‌ها باز نمی‌گردد. در واقع نگرانی پدر و مادرهای امروزی در قبال کودکان نسل امروز،  تنها محدود به دنیای آنلاین‌ آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی نمی‌شود، بلکه مشکلات دیگری همچون رابطه‌های جنسی در سنین پایین و مسائل اینچنینی نیز گریبان آن‌ها را گرفته است. در واقع، پیغام‌های رمزنگاری شده که با جستجو در اینترنت و منابع اجتماعی نمونه‌های آن را مشاهده می‌کنید، روابط پنهانی و مشکلات و مسائل نامناسب دیگری که در سن و سال پایین دامن‌گیر بچه‌ها و خانواده‌ها می‌شود، مسئله مهمی است که پدر و مادرهای امروزی باید با آن دست و پنجه نرم کنند.

    در حالی که این مسائل، جز موضوعاتی است که پدر و مادرها خصوصا برای صحبت کردن در موردشان با فرزاندانشان چندان راحت نیستند، اما بهترین راه حل برای درمان و مدیریت این بحران‌ها، گفتگوی مستقیم و صریح با فرزندان در این رابطه است. در واقع، شما به عنوان پدر و مادر یا سرپرست، باید رک و بی‌پرده و مستقیم با فرزندانتان در باره این موضوعات بحث کنید و بدان‌ها اجازه دهید که بدانند که شما چه چیزی را مناسب و چه چیزی را نامناسب می‌خوانید. در این صورت، در صورت بروز هر گونه مشکل یا اتفاقی در این زمینه، آن‌ها موضع‌گیری شما را به خوبی می‌دانند و شما می‌توانید راه‌حل‌های بعدی را از همین قسمت پیگیری کنید.

    نظر شما چیست؟ شما چه راه‌حل‌هایی را برای حل معضلات و مشکلات پدر و مادرها و کودکان در دنیای آنلاین مناسب می‌دانید؟ پیشنهادات و نظرات خود را با ما و دیگران در میان بگذارید./ زومیت

    این روزها، فشار روی مغزهای ما بیشتر از هر وقت دیگری شده است، نه به خاطر اینکه مشغول اندیشه‌های ژرف هستیم، بلکه به خاطر اینکه وقتی در اینترنت وارد سایت‌های می‌شویم، یا وقتی با گوشی یا تبلت خودمان، وایبر را باز می‌کنیم، با انبوهی از اطلاعات، شامل اطلاعات خبری، جملات قصار، لطیفه‌ها، واقعیات درست و نادرست و شایعات، به صورت فشرده و در کنار هم روبرو می‌شویم. پردازش این اطلاعات و پرش از یکی به دیگری و نیز تصمیم گرفتن برای اینکه کدام را هضم کنیم و کدام یک را به کناری بنهیم، اصلا کار ساده‌ای نیست.

    اما سی سال پیش و یا در عصر جوانی مادرها و پدرهای ما وضعیت چطور بود؟

    نگارنده همین دو هفته قبل، در حال که با نخوتی ناخواسته، مشغول تشریح یکی از نتایجی بود که با ملاحظه وضعیت آشفته جهان حاضر به آن رسیده بود، با صحنه عجیبی مواجه شد.

    پدر و مادر، در سکوت مشغول گوش کردن اظهارات حقیر بودند که ناگهان، مادر با خونسردی نظر من را تأیید کرد و آنگاه از حفظ و تنها متکی به حافظه خود، پنج شش صفحه‌ای از یک کتاب را با دقت قرائت کرد که تأییدکننده نتیجه‌گیری من بودند.

    راستش بسیار شگفت‌زده شدم و اصلا انتظار نداشتم که مادرم بعد چند دهه، هنوز هم به صورت کاملا دقیق، کتابی را که در جوانی خوانده بود، به یاد بیاورد، آنگاه به خودم فکر کردم که دنیای مدرن چه بر سر مغزهای ما آورده است و منی که گاهی حتی زحمت به یادآوردن ساده‌ترین چیزها را به خودم نمی‌دهم و بالافاصله در گوگل، جستجو می‌کنم!

    از گوشی‌های هوشمند خودمان، شروع می‌کنم، این ابزارهای مدرن، در حکم چاقوهای سوئیسی چند کاره شده‌اند و کارهای عجیب و غریبی می‌کنند، آنها در درون خود فرهگ واژه‌ها، ماشین حساب، مرورگر وب، ایمیل، اپلیکیشن‌ها بازی، تقویم، ضبط کننده صدا، پیشبینی‌کننده وضعیت آب و هوا، جی پی اس، ابزارهای تایپ و ارسال به شبکه‌های اجتماعی، فیس‌بوک و البته چراغ قوه دارند!

    چند دهه قبل اصلا در تخیل ما نمی‌گنجید که چنین چیزی را در جیب داشته باشیم، اما همین راحتی دسترسی، مشکل بزرگی به نام مالتی تسک شدن یا چندکارگی در آن واحد را باعث شده است.

    ما در سر میز نهار، یادمان می‌افتد که بد نیست، عکسی از میز غذایمان بگیریم و در اینستاگرام ارسال کنیم، یا حین تماشای فوتبال، توییت می‌کنیم، یا وقتی که داریم درس می‌خوانیم، بی‌اختیار هوس چک کردن توییتر به سرمان می‌زند.

    خب، ممکن است بگویید مگر مالتی تسک شدن، چه مشکلی دارد؟ غیر از این است که ما از همه لحظه‌های مرده خودمان استفاده می‌کنیم و با انبوهی از مردم غئب از نظر هم در ارتباط قرار می‌گیریم؟

     

    چرا اتفاقا یک مشکل بزرگ وجود دارد:

    «ارل میلر» که دانشمند علوم اعصاب در دانشگاه MIT است، بر این باور است که اصلا مغزهای ما به صورت ذاتی برای چندکارگی طراحی و سیم‌کشی نشده‌اند! یعنی آن هنگام که تصور می‌کنیم، در آن واحد داریم چند کار را انجام می‌دهیم، در توهم محض هستیم و در واقع داریم خیلی سریع، از کاری به کار دیگر پرش می‌کنیم!

    همین مسئله باعث می‌شود که کارایی به شدت پایین بیاید و میزان هورمون‌هایی در بدن ما که هنگام مواجهه با تنش، ترشح می‌شوند، افزایش یابند. وقتی مقدار هورمون‌های کورتیزول و آدرنالین در بدن ما افزایش یابند، و تحت تأثیر این هورمون‌های عملکرد شناختی ما مختل می‌شود.

    مسئله دیگر فعال شدن مسیر لذت‌جویی ما است. در دنیای همیشه متصل به اینترنت، مغز ما ناخودآگاه در دام لذت‌جویی می‌افتد، ما سعی می‌کنیم که همیشه به طریقی محرکی خارجی برای فعال کردن مدارهای لذت مغز خودمان پیدا کنیم. این محرک‌های خارجی که حالا به یاری اینترنت، خیلی سریع و‌ آسان می‌شود به آنها رسید، چیزهای متفاوتی می‌توانند باشند: اخبار هیجان‌انگیز، عکس‌های اینستاگرام، نوشته‌های وایبر، واتس اپ، توییتر و فیس‌بوک و

    چشم که بر هم بزنید، می‌بینید که میزان تمرکز و توجه شما به شدت پایین آمده است، دیگر نمی‌توانید دقایق متمادی کتاب بخوانید یا روی یک کار دیگر تمرکز داشته باشید، چون مغز شما، برای «پرش» و «از این شاخ به آن شاخ شدن»، پرورش پیدا کرده است. مدار پاداش و لذت مغزهای ما، تحت این شرایط همیشه در پی کام‌جویی است.

    به سال‌ها و دهه‌های پیش فکر کنید، ما آن زمان اگر مشغول کاری بودیم، حتی ممکن بود پاسخ تلفن ثابت خودمان را هم ندهیم. ما در آن زمان برای یک عصر و شب، حداکثر انجام دو سه کار بود: عصر پیاده‌روی می‌کنم، بعد درس می‌خوانم، آخر شب هم مطالعه آزاد!

    اما حالا چه؟ ممکن است به ظاهر تصور کنیم که باز هم همین کارهای قدیمی را می‌شود انجام داد، اما باید بگویم الان دیگر وارد عصری شده‌ایم که مردم گوشی‌های خود را به توالت هم می‌برند! بنابراین برنامه واقعی ما، یک فهرست بسیار مفصل است که کارهای اصلی‌مان، در میان آنها گم و محو می‌شوند.

     

    مانیای اطلاعات

    گلن ویلسون استاد روانشناسی کالج گرشام لندن- نام «مانیای اطلاعات» را به وضعیت حاضر داده است. در این زمینه، او یک تحقیق جالب انجام داده است:

    بیشتر ماها تصور می‌کنیم که ضریب هوشی یا IQ، چیز ثابتی است، اما خب، ما در شرایط مختلف، میزان IQ مؤثر متفاوتی داریم. آقای ویلسون در تحقیق جالب خود متوجه شد که اگر شما مجبور و متعهد به انجام کار مهمی باشید و آنگاه بدانید که در اینباکس ایمیل خود، یک ایمیل نخوانده دارید، ضریب هوشی مؤثر شما، ۱۰ واحد کاهش پیدا می‌کند.

    حالا از شما می‌پرسم، اگر فرضا، کسی به شما می‌گفت که در ازای واگذار کردن بخشی از ضریب هوشی خودتان، حاضر است مبلغ کلانی به شما بدهد، این پیشنهاد را قبول می‌کردید؟ آیا حاضر بودید مثلا ضریب هوشی ۱۱۰ خوب خودتان را با ضریب هوشی ۱۰۰ عوض کنید؟!

    اما در عصر حاضر، اگر نیک بیندیشید، ما به صورت مستمر، خیلی بیشتر از این مقدار ضریب هوشی را از دست داده‌ایم.

    باز هم جالب است بدانید که کاهش توانایی‌های شناختی ناشی از چندکارگی یا مالتی تسکینگ، حتی از مصرف مخدرهایی مثل ماری جوانا هم بیشتر است!

    تمام شد؟

    نه!

    راس پالدرلم -دانشمند علوم اعصاب استفنورد- در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که اگر در حین چندکارگی، شما مشغول یاد گرفتن چیزی باشید، این اطلاعات وارد بخش‌های اشتباهی در مغز شما می‌شوند.

    مثلا اگر در حال سریال دیدن، بخواهید درس هم بخوانید، اطلاعات درسی که باید وارد بخش ایده‌ها و فکت‌ها مغز شما شوند، وارد بخشی از مغز به نام اجسام مخطط می‌شوند که مرکز مهارت‌ها و اعمال هستند. اما اگر تلویزیون را خاموش کنید، اطلاعات خیلی راحت وارد هیپوکامپ می‌شوند تا در آنجا سامان داده شوند. در این صورت بعدا، خیلی راحت‌تر به یاد آورده می‌شوند.

     

    آیا چندکارگی مشکلات دیگری نیز در بر دارد؟

    بله! در هنگام چندکارگی، مغز، سوخت بیشتری می‌سوزاند و نورون‌ها یا سلول‌های مغز، زودتر خسته می‌شوند. به علاوه میزان اضطراب و تنش شما هم افزایش می‌یابد.

    مسئله دیگر این است که چندکارگی مستلزم، تصمیم‌گیری‌های مکرر است: به کارم ادامه بدهم، یا جواب پیامک را بدهم؟ آیا پاسخ این ایمیل را بدهم یا حدفش کنم؟ لایک بزنم یا نزنم؟

     

    این تصمیم‌گیری متعدد کوچک، عملا برای مغزهای ما خسته‌کننده هستند و سرانجام ما به جایی می‌رسیم که تبدیل به آدم‌های تکانه‌ای می‌شویم، یعنی آن کنترل سابق را روی کارها و اعمال خودمان، حتی در دنیای واقعی هم از دست می‌دهیم! یعنی ممکن است، این روند ما را تبدیل به آدمی کند که در مقابل تکانه‌ای مثل خوردن چند تکه شیرینی یا خرید چند چیز غیرضروری هم نتوانیم، مقاومت کنیم.

     

    در یکی از پست‌های آینده «یک پزشک» برایتان در مورد فواید نوشتن به صورت دستی و با قلم و کاغذ خواهم نوشت، بیشتر ما تصور می‌کنند که تایپ کردن نوشته‌ها و رد و بدل کردن ایمیل‌ها، جانشین خوبی برای کار خسته‌کننده نامه‌نگاری و روند وقت‌گیر و پرهزینه، ارسال سنتی نامه هستند.

     

    اما الان ما با اینباکس‌های همیشه پر روبرو هستیم، خیلی از این ایمیل‌ها اصولا حاوی چیزهای مهمی نیستند، مثلا حاوی یک عکس یا ویدئوی سرگرم‌کننده هستند که دوستی برای ما فرستاده خیلی از آنها هم اصلا اسپم هستند. اما حتی ایمیل‌هایی که حاوی نوشته‌های اصلی دوستان ما هستند، خیلی وقت‌ها کیفیت خودشان را از دست داده‌اند، دسترسی همیشگی ما به اینترنت باعث شده است که خیلی بی ملاحظه، هر اندیشه‌ای را که لحظه‌ای به ذهنمان خطور کرده، بنویسیم. حتی بسیاری از ایمیل‌های ما، حاوی سلام و احوال‌پرسی‌های روتین نیستند یا محتوای بی‌ادبانه‌ای دارند که همه اینها به خاطر سرعت نگارش آنهاست.

     

    به سوی دنیای تکانه‌ای‌تر با خلاقیت محدود

    اما دوست ندارم، بیشتر در مورد مضرات ایمیل حرف بزنم، چون اگر خوب نگاه کنید، می‌بینید که ایمیل هم اصولا دارد به چیز قدیمی‌ای تبدیل می‌شود. ما الان وارد دوره‌ای شده‌ایم که حتی در ایران خودمان، دوستان ما به جای ایمیل کردن عکس و مطلبشان، آنها را به صورت پیام‌های فیس‌بوکی یا دایرکت‌های توییتری یا پیام‌های وایبری می‌فرستند.

    بله! دیگر ایمیل هم تبدیل به فرایند خسته‌کننده ارتباطی آدمهای سی سال به بالا شده است و راست‌اش را بخواهید، نسل کاربران فیس‌بوک هم از آدم‌های نوجوان و جوان، به سمت آدم‌های میانسال تمایل پیدا کرده است. البته در ایران ما هنوز شاید تعداد کاربران نوجوان و جوان فیس‌بوک زیاد باشند، اما در غرب، عدم تمایل نوجوان‌ها به فیس‌بوک و مسن شدن کاربرهای قدیمی آن محسوس است، به عبارتی فیس‌بوک، هم‌اینک در حال تبدیل شدن به شبکه اجتماعی پدر و مادرهایی با بچه‌های مدرسه برو شده است.

    اصولا وقتی شما می‌توانید خیلی راحت و به صورت چت زنده، با کاربران دیگر از طریق اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی مثل لاین، واتس اپ، وایبر و تانگو در ارتباط باشید، چرا سراغ فیس‌بوک بروید؟

    حتما فکر می‌کنید، تبدیل به آدمی شده‌ام که نمی‌توانم خودم را با واقعیات موجود، تطبیق بدهم؟

    اما باید بگویم این روزها از دیدن وایبر، وحشت می‌کنم! وحشت من بابت چیست؟

    عمده وحشت من این است که کاربران وایبری را حتی ناتوان از ابراز احساسات خودشان می‌بینم.

    دیروز، ایران در جام ملت‌های آسیا، در یک بازی دراماتیک، به عراق باخت.شخصا منتظر بودم، دوستانم در وایبر، شکوه و شکایت کنند، ناراحتی خود را نشان بدهند و آنهایی که فوتبالی‌تر هستند، مسئله را تحلیل هم بکنند. اما در کمال تعجب دیدم، که دوستانم، چند جوک را که متعاقب بازی درست شده بود، به صورت مکرر کپی پیست می‌کنند و وارد همه گروه‌هایی که عضوشان هستند، می‌کنند!

    چرا این طور شده است، موضوع مسلما محدود به بازی دیروز نیست. چرا در وایبر، کاربران بیشتر کپی پیست می‌کنند و قدرت اظهار نظر و بروز احساسات خود را از دست داده‌اند؟

     

    من خودم دلیل را در ۲ چیز می‌بینم:

    ۱- کم شدن اندوخته اطلاعاتی توده مردم و کاهش شدید جسارت محتواسازی و توانایی‌هایی نگارشی آنها

    ۲- دوپامینی شدن آنها! یعنی مدار پاداش و لذت در مغزهای کاربران اینترنت آنقدر تقویت شده است که ترجیح می‌دهند به جای وقت صرف کردن و زحمت برای نوشته‌های شخصی، با کپی پیست، ده‌ها مطلب بی‌ارزشی و دریافت متقابل آنها، محرک‌هایی برای تقویت دائم این مدار داشته باشند.

    و برای این اینکه تحت تأثیر قرار بگیرید، صلاح می‌بینم که آزمایش مشهور و تکان‌دهنده‌ای را برایتان توضیح بدهم که توسط پتیر میلنر و جیمز اُلدر انجام شده بود:

    آنها الکترودهایی در مغز چند موش، روی بخشی از سیستم لیمبیک به نام هسته accumbens قرار دادند. این بخش از مغز، بخض مهمی در مدار لذت است، وقتی کسی قمار می‌کند و برنده می‌شود، همین قسمت تحریک می‌شود، در مورد یک معتاد به کوکائین، یا کسی که لذت جنسی را تجربه می‌کند، باز هم همین بخش فعال می‌شود.

    این دو دانشمند، در قفش موش‌ها، اهرم کوچکی را قرار دادند، طوری که اگر موش اهرم را تکان می‌داد، سیگنالی از طریق الکترود به مغزش و این بخش فرستاده می‌شد.

    جای تعجی نیست که بعد از انجام این کار، عملا تنها کاری که موش‌های انجام می‌دادند، تکان دادن این اهرم بود!

    سرانجام موش‌ها از خستگی و گرسنگی تلف شدند!

    آیا این آزمایش چیزی را به خاطر شما می‌آورد؟!

    بله، اگر دنبال‌کننده خبرهای فناوری باشید، شاید یاد مرد سی ساله‌ای در ژوانگژوی چین بیفتید که خستگی سه روز گیم به صورت مستمر، او را پا درآورد، یا مردی کره‌ای را که بعد از ۵۰ ساعت ویدئوگیم کردن، دچار سکته قلبی شد!

    اما از طرفی این آزمایش، باید ما را یاد خودمان پای گوشی‌های هوشمند و تبلت‌هایمان بیندازد. ما ممکن است، مانند آن موش‌های یا مردهای چینی و کره‌ای دچار مسئله عمده‌ ظاهری نشویم، اما مگر تنش‌های بی‌جهت، کم‌خوابی، بی‌سوادی، از دست دادن توانایی‌های خلاقانه، چیزهای کمی هستند؟

     

    احساسات، هم مثبت و هم منفی، به راحتی از طریق پست هایی که کاربران در شبکه اجتماعی به اشتراک می گذارند، گسترش می یابد. همچنین، ورود مرتب به فیسبوک بر میزان شادی جوانان تاثیرگذار است. از سوی دیگر، مشارکت منفعل و یا احساس طرد شدن در این شبکه اجتماعی به آثار روانی منفی منجر می شود.

    پژوهشگران در تعدادی از موسسات علمی و دانشگاهی – افزون بر خود فیسبوک – مطالعات روز افزون درباره این که کاربران با حضور در فیسبوک چه احساسی درباره خود و زندگی‌شان پیدا می کنند را انجام می دهند. متاسفانه، بسیاری از یافته های آنها چندان برای فیسبوک و افرادی که به این شبکه اجتماعی اعتیاد پیدا کرده اند، خوب نیست.

     

     

    بنابر یافته های پژوهشگران، استفاده مکرر از فیسبوک با علایم افسردگی در ارتباط است. آنها این مساله را ثابت کرده اند که احساسات، هم مثبت و هم منفی، به راحتی از طریق پست هایی که کاربران در شبکه اجتماعی به اشتراک می گذارند، گسترش می یابد. همچنین، ورود مرتب به فیسبوک بر میزان شادی جوانان تاثیرگذار است. از سوی دیگر، مشارکت منفعل و یا احساس طرد شدن در این شبکه اجتماعی به آثار روانی منفی منجر می شود.

     

    مقایسه خود با دوستان گروها می تواند موجب افسردگی شود

    به لطف تمایل ما به مقایسه خود و سبک زندگی‌مان با دوستانی که در فیسبوک داریم، پژوهشی جدید ارتباط بین استفاده از این شبکه اجتماعی و علایم افسردگی را نشان داده است. این مطالعه که در نشریه روانشناسی بالینی و اجتماعی منتشر شده نشان می دهد هرچه زمان بیشتری را در فیسبوک می گذرانیم، احتمال آن که احساس افسردگی کنیم بیشتر است. مکانیزم اصلی در این زمینه مقایسه اجتماعی است. در نتیجه، دلیل ایجاد چنین احساسی به تمایل ما برای مقایسه اجتماعی خود با دوستان‌مان باز می گردد.

    صرف وقت بسیار زیاد در فیسبوک یا بازدید مکرر از آن ارتباطی مثبت با تمایل به مقایسه خود با دیگران در کاربر ایجاد می کند که این شرایط نیز با افزایش علایم افسردگی در ارتباط است. اگر عکس های منتشر شده توسط دوستان موجب احساس افسردگی در ما می شوند شاید بهتر باشد تا از این شبکه اجتماعی بیشتر فاصله بگیریم.

    خلق و خوی شما توسط پست های دوستان فیسبوکی تحت تاثیر قرار می گیرد

    فیسبوک در تابستان سال گذشته این مساله را فاش کرد که بخش خوراک اخبار بیش از نیم میلیون کاربر را برای تغییر محتوای احساسی پست هایی که مشاهده می کردند، دستکاری کرده است. این اقدام به منظور مطالعه این که چگونه احساسات می توانند در این شبکه اجتماعی گسترش یابند، انجام شد. طی این مطالعه که در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم منتشر شده پست های مثبت و منفی در خوراک اخبار بیش از ۶۸۹ هزار کاربر تغییر داده شده اند تا آثار تغییرات بر لحن پست هایی که کاربران پس از آن یادداشت کرده اند بررسی شود.

     

    پژوهشگران دریافتند خلق و خو مسری بوده است. کاربرانی که پست های مثبت بیشتری را مشاهده کرده بودند، پست های مثبت بیشتری داشته اند و افرادی که پست های منفی بیشتری دیده بودند پس از آن پست های منفی بیشتری ارسال کرده اند. اگرچه کاربران هنگام عضویت در فیسبوک و موافقت با شرایط استفاده از این شبکه اجتماعی با انجام چنین مطالعاتی نیز موافقت می کنند اما این شبکه اجتماعی به سرعت در اینترنت مورد قضاوت قرار گرفت. بسیاری این مطالعه را اگر غیر قانونی نباشد، غیراخلاقی عنوان کردند.

     

     

     

    خود فیسبوک احتمالا کمکی به خلق و خوی شما نمی کند

    مطالعه ای که دو سال پیش توسط پژوهشگران دانشگاه میشیگان انجام شد نشان داد هرچه میزان استفاده از فیسبوک توسط جوانان بیشتر باشد آنها احساس بدتری می یابند. این مطالعه که در نشریه پلاس وان به چاپ رسید نشان می دهد استفاده از فیسبوک به کاهش شادی لحظه به لحظه و رضایت کلی از زندگی میان افرادی که در سن کالج قرار دارند، منجر می شود.

    هنگامی که در سایتی مانند فیسبوک حضور دارید پست های بسیاری را درباره این که مردم چه کاری انجام می دهند، دریافت می کنید. این مساله مقایسه اجتماعی را کلید می زند. پژوهشگران دریافتند آثار منفی فیسبوک در میان افرادی که در زندگی واقعی اجتماعی‌تر بوده اند، بیشتر بوده است. اما راه حلی ساده برای این شرایط ارائه شده که شامل ارتباط رو در رو یا از طریق تلفن با دیگران است که به احساسی بهتر در شرکت کنندگان منجر شده است.

     

    پنهان ماندن یا احساس طرد شدن در فیسبوک به اعتماد به نفس کاربر لطمه می زند

    مطالعه ای که در نشریه تاثیر اجتماعی منتشر شده نشان می دهد عدم مشارکت فعال در فیسبوک آثار منفی بر احساس خوشبختی کاربران و درک معنی دار بودن زندگی آنها دارد. پژوهشگران دو آزمایش را برای بررسی آثار پنهان ماندن و طرد شدن انجام دادند. در آزمایش نخست، شرکت کنندگان به دو دسته تقسیم شدند که یک دسته اجازه به اشتراک گذاری اطلاعات در فیسبوک و دسته دیگر فاقد این اجازه به مدت ۴۸ ساعت بودند. آنهایی که اجازه به اشتراک گذاری اطلاعات را نداشتند سطوح پایین‌تری از تعلق و وجود معنی‌دار داشتند.

     

    در آزمایش دوم، پژوهشگران نسخه ای از فیسبوک را شبیه سازی کردند که نیمی از شرکت کنندگان هیچ گونه بازخوردی در زمینه به روزرسانی پست های خود دریافت نمی کردند. این افراد سطوح پایین‌تری از تعلق، اعتماد به نفس، کنترل و وجود معنی‌دار را نشان دادند. پژوهشگران این گونه نتیجه گیری کردند که مشارکت غیرفعال یا احساس طرد شدن در شبکه اجتماعی اثری منفی بر احساس خوشبختی کاربران دارد.

    اخلاقِ رفتاری در شبکه‌های اجتماعی

    شبکه‌های اجتماعی با امکانات متعدد و دسترسی هر چه آسان‌تر با کمترین سرعت اینترنت تاثیری بی‌نظیر بر ارتباطات پزشکی داشته‌اند. البته از یک سو، سیر رو به تکامل این شبکه‌ها متوقف نشده و روزبروز برنامه‌هایی با امکانات خارق‌العاده‌تر به بازار می‌آیند و از سوی دیگر، تمام همین امکانات موجود استفاده نشده‌اند.

    با وجود این، تاثیر این شبکه‌ها بر سلامت، روزافزون و غیر قابل‌انکار است. امکاناتی مثل مشاوره طبیب و بیمار، مشاوره پزشکان در مورد بیماران دشوار، امکان طبابت از راه دور (تله مدیسین) و هماهنگی برای تحقیق، ارسال تصاویر و ویدئوی بیماران برای استادان، سخنرانی استادان از راه دور و… در حال حاضر به وفور استفاده می‌شوند اما مثل همه فناوری‌های مدرن ناگهان وارد می‌شوند قبل از آنکه راجع به چارچوب‌ها و باید و نباید‌های آن اندیشیده باشیم، آن هم در شرایطی که درباره تکنولوژی‌های بلافصل قبلی هنوز تحلیل و مداقه کافی انجام نشده و بستر‌ها و ضوابط اخلاقی این ابزار نیز بر کاربرد آن تاخیری چشمگیر پیدا کرده است.

    در مقایسه با مطبوعات که شبیه‌ترین اجداد زنده شبکه‌های اجتماعی هستند، به نظر می‌رسد با مرور ایام در آنجا با وجود اختلافات شدید در سیاست و شیوه و مرام، نوعی ضوابط و اخلاقیات پدید آمده باشد که همه آن را رعایت می‌کنند.

    برخی نشریه‌هایی که زمانی شب‌نامه‌ و تا همین چند دهه اخیر‌، گاه حاوی انواع و اقسام عبارت‌ها بودند، حالا همه نشریات وزینی هستند که در بد‌ترین شرایط هم -هم از نظر اخلاقی و هم قانونی- ملزم به رعایت ضوابط بسیاری هستند و برای این منظور بوروکراسی عریض و طویل تعریف‌شده‌ای دارند اما در شبکه‌های اجتماعی با وجود امکاناتی که هر کدام از این برنامه‌ها برای تدوین ضوابط فراهم می‌کنند، گروه‌های مختلف ضوابط چندانی برای اعضا در نظر نمی‌گیرند و در صورت تدوین هم، اجبار و اصرار بر رعایت آن‌ها نمی‌شود. گروه‌های مختلف حتی حداقل زمان‌بندی خاصی را هم رعایت نمی‌کنند و‌ گاه تا پاسی از نیمه‌شب گذشته، کسانی که صبح باید در گزارش‌های صبحگاهی یا درمانگاه‌ها حضور یابند یا کار در اداره‌ها را شروع کنند، مشغول فعالیت‌های اجتماعی هستند!‌

    گاه متوجه می‌شوی درست در ساعت دقیق‌ترین کارهای روزانه، صاحبان مشاغل در حین کار کامنتهایی می‌گذارند! و در میان صاحبان کار به‌خصوص در میان پزشکان که سست‌ترین بند و بست‌های سلسله مراتبی را دارند- ظاهرا کسی نگران فعالیت شاغلان در شبکه‌های اجتماعی در حین کار نیست.‌

     

     گاه حتی در‌‌ همان ساعات کاری محدود بخش‌های آموزشی هم به نظر می‌رسد یک فعالیت مجازی علمی دارد جایگزین فعالیت آموزشی و درمانی واقعی می‌شود و به‌خصوص ممکن است برای دستیارانی که فقط به امتحان بورد و ماندن در کتابخانه می‌اندیشند، روش مناسب‌تری هم باشد!

    چرا باید این وقت بی‌زبان را در بخش‌ها، راه پله‌ها و آسانسور تلف کرد، درحالی که در‌‌ همان زمان می‌توانند چند صفحه‌ای بیشتر از آن جدول لگاریتمی که باید به خاطر سپرد، پیش‌تر رفت و کار‌ها را هم به شبکه سپرد!‌

    گاه احساس می‌کنی مطالب سنگینی که در خور بررسی بسیار دقیق‌تری است، در همین شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌شوند اما بستر و زمان کافی برای تعمق در آن‌ها وجود ندارد. مسائل بزرگ به مسائل حقیر نیم‌خورده تبدیل و‌‌ رها می‌شوند و حتی با کامنت بعدی که از جایی دیگر می‌آید و مثلا طنزی در مورد اهالی یکی از شهرهاست، بیشتر و بیشتر تحقیر می‌شوند. از این بد‌تر بسیاری از ما با نوشتن تحلیل‌هایی که برای اولین بار به آن‌ها اندیشیده‌ایم، ممکن است احساس کاذب اشراف بر موضوع پیدا کنیم و این اشراف در شرایطی غیرتخصصی با تعارفات موجود دوستان و آشنایان تقویت شود!

    همه آنچه برشمردم، در بد‌ترین حالت هم ورود به دنیای جدیدی از گفت‌وگو و گفتمان است که مورد نیاز مبرم جامعه ماست و اثر شگرفی بر زندگی همه ما خواهد گذاشت. اخلاقیات، معنویات، ایدئولوژی، متافیزیک این تکنولوژی جدید یا هر نام دیگری که آن را بخوانید، به ناچار متعاقب استفاده روزمره ما پدید خواهد آمد اما چه بهتر که پدید آمدنی آگاهانه، قانونمند و حساب‌شده باشد.

     

    نگاهی به آسیبهای فضای مجازی؛

    شبکه های اجتماعی تلفن همراه روزبه روز همه گیر تر می شوند اما یکی از اولین و معروف ترین این شبکه ها وایبر است که افراد زیادی از دوست و آشنا گرفته تا اقوام و فامیل های دور و نزدیک را در آنها می بینیم، اما حضور در این شبکه ها چندان هم ایمن نیست و مشکلاتی را ایجاد می کند. دکتر پرویز رزاقی، روانشناس و مشاور به شما می گوید که وایبر برای سلامت روحی تان چه آسیب هایی دارد و چطور باید از این خطرات در امان بمانید.

    دوری از خانواده ها

    یکی از دلایل حضور افراد برای عضویت در گروه های مختلف وایبر این است که با حضور در این فضای مجازی می توانند با افراد بیشتری در تعامل باشند، ارتباطات اجتماعی شان را گسترده تر کنند، به مسافرت بروند و دسته ای از کمبود های شان برطرف شود. گاهی اوقات هم شرایط زندگی به گونه ای است که فرصتی برای معاشرت با افراد و دوستان باقی نمی ماند و ناچاریم برای آگاهی از حال و احوال اطرافیان به فضای مجازی پناه ببریم. به طور مثال فردی که از صبح سر کار می رود، بیشتر اوقات روز در محیط های بسته کار می کند و دایره ارتباطات محدودی دارد، چنین فردی از راه برقراری ارتباطات در شبکه های اجتماعی می تواند تبادلات اجتماعی بیشتری داشته باشد اما این موضوع همیشه هم بی عیب و نقص نیست.

    مشکل زمانی پیش می آید که افرادخانواده زمان زیادی درگیر حضور در شبکه های اجتماعی مختلف می شوند و به این ترتیب از حضور و صحبت با خانواده دور می مانند. حتما شما هم این روزها افرادی را دیده اید که در خانه، رستوران، مهمانی های دوستانه و خانوادگی و حتی در مراسم عزاداری و عروسی هم از گوشی تلفن همراه و شبکه های اجتماعی جدا نمی شوند و هر لحظه می خواهند به روز باشند، اما این موضوع آسیب هایی را به همراه دارد و باعث غفلت از اعضای خانواده و بی توجهی به نیازهای آنها می شود. شاید افراد خانواده نتوانند این موضوع را به راحتی بپذیرند و هضم این ارتباطات مجازی برای شان مشکل باشد، درنتیجه گروه بازی باید در زمان مناسب انجام شود تا اعتراض شدید افراد مختلف خانواده را به دنبال نداشته باشد

    وابستگی روانی به وایبر

    مشکل دیگری که با عضویت در گروه های وایبر پیش می آید، وابستگی روانی به این گروه هاست. بسیاری افراد از نظر روانی طوری به گروه وابسته می شوند که نمی توانند یک لحظه هم از آن دست بکشند، بنابراین در موقعیت های مختلف به دنبال این هستند که خودشان را به گروه برسانند و تبادل نظرات را از دست ندهند، در چنین شرایطی زندگی عادی فرد مختل شده و مشکلاتی برایش پیش می آید

     

    درماندگی در فضای مجازی

    گروه های وایبر برای بعضی افراد که اعتمادبه نفس پایین دارند مانند سم و آسیب است، درواقع شمشیر دولبه ای است که هم می تواند برای این افراد مفید باشد و در مواردی ممکن است سبب بروز آسیب هایی شود. از آنجا که این افراد نمی توانند در فضای واقعی خشم و ناراحتی شان را اعلام کنند ممکن است برای بروز این احساسات به فضای مجازی پناه ببرند، درنتیجه هر بار که مشکلاتی برایشان پیش می آید به فضای مجازی اکتفا می کنند که بار منفی دارد چون در این فضا قرار می گیرند و نمی توانند در دنیای واقعی با آدم ها روبه رو شوند. به این ترتیب فردی با اعتمادبه نفس پایین به دلیل اینکه نمی تواند مسائلش را بیان کند دچار درماندگی می شود

     

    رعایت نشدن حریم های خانوادگی

     در بعضی گروه ها حریم های شخصی و خانوادگی رعایت نمی شود که این موضوع در زندگی مشترک مشکلاتی ایجاد کرده و سبب از هم پاشیدگی نظام خانواده می شود. از سوی دیگر احتمال دارد سوءتفاهم های جدی و شدیدی هم پیش بیاید. شاید خانمی متوجه شود همسرش در این گروه ها هنگام صحبت با خانمی دیگر از کلمات محبت آمیز استفاده می کند و این موضوع را زنگ خطری برای زندگی اش احساس کند.

    درمجموع برای پیشگیری از بروز مشکلات در وایبر به زوج ها توصیه می شود در گروه هایی عضو شوند که از نظر بار علمی و ارزش های اخلاقی اطلاعات خوبی در اختیارشان قرار دهد یا با اطلاع رسانی از زمان و مکان برگزاری سمینار ها به غنی شدن زندگی شان کمک کند. توصیه دیگر این است که زوج ها از به کار بردن کلمات خودمانی درون خانواده در گروه ها پرهیز کرده و در مجموع هوشیارانه تر و محتاط تر رفتار کنند. بعضی گروه ها ارزشمند نیستند و بهتر است با مشاهده نامناسب بودن شرایط، گروه را ترک کنید تا مشکلات جدی برای تان پیش نیاید و به اختلاف با همسر و از هم پاشیدگی زندگی خانوادگی منجر نشود

     

    آسیب برای نوجوانان

    وایبر می تواند برای گروه های سنی مختلف پرخطر باشد اما ممکن است به نوجوانان آسیب بیشتری وارد کند. شاید نوجوانان وارد دنیا و ارتباطی شوند که دلخواه پدر و مادر نیست و در این گروه ها تصاویر، جوک، جملات و حرف هایی رد و بدل شود که برای یک نوجوان مناسب نیست. از این رو در مورد نوجوانان عضویت در گروه های وایبر را پرخطر می دانیم و این موضوع می تواند با بدآموزی هایی همراه باشد.

     

    بی خوابی در کمین وایبربازها

    اگر به تلفن همراه هوشمند معتاد هستید شاید برای تان پیش آمده که در کنار این یار همیشگی به خواب رفته باشید. این اتفاق فقط برای شما پیش نمی آید؛ تحقیقات نشان می دهد ۴۴ درصد از صاحبان تلفن همراه در کنار این ابزار هوشمند به خواب می روند. تلفن های همراه، تبلت ها، تلویزیون و گجت هایی که صفحه ال ای دی دارند از خودشان پرتوهایی ساطع می کنند که می تواند هورمون ملاتونین را تحت تاثیر قرار داده و در روند خواب شما اختلالاتی ایجاد کند.

    این ابزارها نور آبی رنگی دارند، طول موج این نور شبیه نور زردی است که در طول روز می بینیم. از این رو بدن ما شب ها در کنار صفحات آبی رنگ گوشی ها ممکن است به اشتباه تصور کند که هنور روز است، درنتیجه چرخه خواب مان به هم می خورد و دچار بی خوابی می شویم. درواقع نور آبی رنگی که در صفحه کامپیوتر وجود دارد چرخه خواب و بیداری را به هم می زند و احتمال بروز بی خوابی را افزایش می دهد. پس شب ها دو ساعت قبل از خواب این ابزارها را در فاصله ای دورتر از خود قرار دهید.

    بررسی ها نشان می دهد اعتیاد به اینترنت با اختلالات خواب هم در ارتباط است. در یک تحقیق دیگر گروهی از کودکان چینی و آمریکایی مورد بررسی قرار گرفتند، نتایج این تحقیق نشان داد افرادی که از کامپیوتر زیاد استفاده می کنند دیرتر به خواب می روند و در طول شبانه روز کمتر می خوابند.

    توصیه متخصصان برای رفع این مشکل این است که برای تنظیم ساعت خواب تان شب ها دو ساعت قبل از خواب، گوشی تلفن همراه و لپ تاپ را در فاصله ای دورتر از خودتان قرار دهید یا آنها را به طور کامل خاموش کنید. بهتر است زمان مشخصی از روز را به گروه بازی در وایبر اختصاص دهید و از صبح تا شب به اینترنت گوشی متصل نباشید، در این صورت آرامش بیشتری دارید زیرا هر لحظه منتظر دریافت پیام های تازه ای نیستید.

    اگر برای انجام کارهای روزمره باید به اینترنت متصل باشید تنظیمات گروه ها را طوری تغییر دهید که نوشته های ارسال شده با بوق معروف وایبر به شما یادآوری نشود و به اصلاح وایبر را بی صدا کنید، درنتیجه با هر پیام جدید از جای تان نمی پرید و به سمت گوشی پرواز نمی کنید.

     

    ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشند.
  2. store
    فروشگاه ایران کلاس