1. خرداد ۸, ۱۳۹۸

    استراتژیست‌ها و مدار توسعه‌ نيافتگی آموزش‌ و ‌پرورش

    استراتژیست‌ها و مدار توسعه‌ نيافتگی آموزش‌ و ‌پرورش

    کمبود نيروهای استراتژیک در جايگاه سياست‌گذاری و تصميم‌گيری، از نارسایی‌ها و مسايل حياتی نظام آموزشی کشور است. اين نارسایی‌ها‌ به دلايل مختلف از جمله بدفهمی و کج‌فهمی در تفاوت میان نیروهای استرتژيک با دیگر نیروها از جمله کارشناس و حتی متخصص موضوعی، به خوبی در فرایند توسعه کشور درک نشده است.

    متاسفانه در حال حاضر به غلط، مديران ارشد و عالی را که اغلب با رابطه و نفوذ سیاسی به کرسی قدرت تکیه زده‌اند را همان مديران استراتژيک می‌پندارند.

    این در حالی است که مديريت استراتژيک قبل از آن که يک جايگاه باشد، يک مفهوم، انديشه و یک اراده و عزم شجاعانه و خودباورانه است، که بايد در نگرش و رفتار مديران عالی نهادينه شده باشد.

    به نظر می‌رسد بخش عمده‌ای از دلایل اجرایی نشدن سند تحول یا عدم برون رفت آموزش ‌و پرورش از کوچک‌انگاری‌ها، به همین نارسایی(کمبود نیروهای استراتژیک و مردان تحول) بر می‌گردد.

    اولين قدم در فائق آمدن بر اين مسئله، پذيرش و باور عميق به “نارسايي و کمبود در حوزه مدیریت و مدیران راهبردی و استراتژیک” است.

    شجاعانه قبول کنیم که دستگاه عريض و طويل آموزش‌و‌پرورش به رغم خدماتی که عرضه کرده است از ناحيه کمبود نيروي انسانی استراتژیک متخصص و باصلاحيت در ستاد رنج می‌برد. اين اشکال و نارسايی را بپذيريم و آن را به گردن دیگری نيندازيم.

    قدم دوم، بررسی و ارزيابی موشکافانه، دقيق و صادقانه از دلایل “نارسايي و کمبود نيروهای استراتژیک درمدار توسعه‌نيافتگی” آموزش‌و‌پرورش است.

    پيمودن درست اين فرايند، کمک می‌کند تا به “تشخيص درست” دست يابيم. زيرا بسياری از ناکامی‌ها به رغم کار و تلاش زياد، به عدم تجزيه‌وتحليل و تشخيص درست مسائل و مشکلات آموزش‌وپرورش باز می‌گردد.

    بی توجهی به آن، افتادن در دامی است که اکنون افتاده‌ایم و آن چیزی نیست جز دام انجام درست کار نادرست.

    سومین قدم، “تغيير ساختار و سازمان آموزش‌و‌پرورش” برای کاستن از اين نارسايی است. در حال حاضر ساختار آموزش‌ و ‌پرورش مبتنی بر شرایط قبل از سند تحول بنیادین است. به عبارتی بار کامیون بر گُرده وانت است.

    مدار توسعه‌نيافتگی آموزش‌وپرورش اصلاح نخواهد شد، مگر اين که تغيير و تحولات سازمانی اثربخش، اتفاق بيفتد. و آن يعنی تغيير در هويت و شخصيت سازمان به طوری که ماهیت و رفتار سازمان و مدیران عالی آن را متحول سازد.

    نخستین اقدام در شروع اين تغيير، “تربیت استراتژیست‌ها” است.

    آموزش ‌و پرورش يک بنگاه اقتصادی يا يک حزب و تشکل سياسی و يک شرکت سهامي نيست که در دستان چند نفر بلغزد یا میدان تاخت‌ و ‌تاز نوکیسه‌ها شود.

    بلکه يک فرايند طولانی و کلان اجتماعي است که توسعه پايدار و پيشرفت‌های تکنولوژيکی و فنی جامعه، مديون کارایی و اثربخشی آن است.

    مادامی که مديران ارشد دارای وسعت بينش نبوده و از نيروهای دم ‌دستی، سفارشی و کوتوله استفاده می‌کنند،

    يقين بدانیم فرصت و نعمت بهره‌گيری از طيف وسيعی از منابع انسانی متخصص و کارآمد از دست خواهد رفت.

    يادمان باشد، نهنگ را در اقیانوس صید می‌کنند نه در جوی آب!

    منبع: كانال شوق تغيير
    ✍🏻دکترحیدر توراني

    دیدگاه خود را بنویسید

      Subscribe  
    اطلاع از
    ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشند.
  2. store
    فروشگاه ایران کلاس